شيخ ذبيح الله محلاتى

284

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

او را نشنيدند پس دود كرد بر بالاى بام خانه چون دود را ديدند بسوى خانه لوط دويدند زن لوط بنزد ايشان آمد گفت گروهى نزد لوط هستند كه من به اين حسن و جمال تا به حال كسى را نديدم چون هجوم كردند و لوط از مدافعه عاجز شد جبرئيل فرياد كرد كه اى لوط بگذار داخل بشوند چون داخل شدند بانگشت خود اشاره كرد بسوى ايشان همه كور شدند و زوجه لوط كار او اين بود كه اگر ميهمانى بر لوط در شب وارد مىشد مىرفت بالاى بام صفير مىكشيد و آتش مىكرد و اگر روز بود دست مىزد و دود مىكرد و چون ملائكه به خانه لوط درآمدند و لوط نمىدانست كه ايشان ملائكه هستند آمد بنزد زنش و فرمود امشب مهمانى چند بر من وارد شدند قوم خود را خبر مكن از آمدن ايشان تا هر گناه كه تا حال كرده‌اى از تو عفو كنم گفت چنين باشد و زن لوط از همان طايفه بود و دختران لوط هم از همين زن بودند بالاخره نصيحت لوط به آن زن فايدتى نكرد و قوم خود را خبر كرد چون هجوم آوردند لوط گفت اىكاش مرا قوتي بود تا پناه مىبردم بركن شديد چون جبرئيل آنها را كور كرد و برگشته‌اند با لوط گفته‌اند چون پارهء از شب بگذرد فرزندان خود را بردار و از شهر بيرون برو مگر زن تو كه به او خواهد رسيد آنچه به آنها مىرسد چون لوط با فرزندانش حركت كردند زنش خواست قوم خود را خبر كند صداى عظيمى شنيد و از آن صدا هلاك گرديد يا سنگى بر سر او آمد كه بجهنم و اصل شد اما لوط پيغمبر مرسل بود و پسر برادر يا پسرخالهء ابراهيم خليل عليه السّلام بود و او ختنه‌كرده متولد گرديد و ايمان بابراهيم خليل آورد و ساره خواهر لوط بود بالاخره از قبل ابراهيم عليه السّلام مأمور شد براى هدايت هفت شهر كه بر سر راه قافله بودند و آن شهرها در نواحى شام بود لوط مدت بسيارى در ميان آنها مشغول نهى از منكر بود بعضى گفته‌اند مدت سى سال چندانكه آنها را از آن عمل قبيح منع مىكرد فايدتى نكرد بالاخره با لوط گفته‌اند اى لوط اگر دست از نصيحت ما برندارى هرآينه ترا سنگسار خواهيم كرد و از اين شهرها بيرون كنيم